هر بار با امیدی بیپایان برای رسیدن مسافران چندین ساله خود در کنار کاروانهای شهدا حرکت میکنند و شاید هزاران بار نامهای نوشته شده روی پیکرها را میخوانند و مرور میکنند...
در این میان، مادران شهدا، دیدنیترند... مادرانی که به اعتراف خود، هر لحظه منتظر بازگشت فرزندان خود هستند و هیچ یک از اطلاعات و آمار و شواهد نمیتواند به انتظار و امید آنها پایان دهد.
یکی از این مادران که شاید بیشتر مردم این سرزمین اسلامی او را میشناسند، مادر شهید «بهروز صبوری» است؛ مادری که شاید به جرأت بتوان گفت در هیچیک از مراسم تشییع شهدای گمنام در تهران و حتی دربرخی شهرستانها، غایب نبوده است. مادری که سالهاست در تشییع شهدای گمنام ، با قاب عکس بهروزش در مراسم شرکت می کند و پی در پی از نامهای روی تابوتها نشانه بهروز را میگیرد...
شاید دیگر همه عادت کرده بودند که برای کمک حال به یک مادر بیتاب، با چشمهایشان، روی نوشتههای تابوتها، باید دنبال واژههای «شهید 18 ساله»، «گمنام 61»، «شهید سومار» و غیره بگردند...
دیگر همه میدانستند «بهروز» او «خیلی زیباست»، همه میدانستند تنها آرزوی مادر بهروز، این است که پس از این همه سال تنها یک بند انگشت از فرزندش را برایش بیاورند....
و او دیگر عادت کرده بود بشنود «شهید 18 سالهای از سومار نیامده...» با چشمهایی که اشکهایش بند نمیآید ناامید به خانه برگردد.
مادر شهید صبوری بی خبر از پیدا شدن پیکر بهروز، همین هفته گذشته بود که در مراسم قدردانی از عوامل فیلم «شیار 143» گفت: آرزوی من این است که پس از این همه سال تنها یک بند انگشت از فرزندم را برای من بیاورید.
تا اینکه پس از تحقیقات گسترده ژنتیکی از مفقودین تفحص شده ، این شهید عملیات مسلم بن عقیل، منطقه سومار شناسایی شد وسرانجام پس از 32 سال انتظار، اشکهای مادر شهید «بهروز صبوری» به بار نشست و پیکر شهیدش را در آغوش گرفت.
شهیدی که در اردیبهشت ماه سال 1389 به همراه جمعی از شهدای گمنام در دانشگاه خلیجفارس بوشهر به خاک سپرده شده بود.این مادر صبور در مراسم به خاکسپاری شهید 18 ساله اش گفت:«امروز که پیکر بهروزم شناسایی شد، دیگر در دنیا آرزویی ندارم...».
نامه ای برای برادر
«شهید بهروز صبوری» در نامه ای سرشار از سرخوشی و سرمستی، که از حال بسیار خوش «بهروز» در آخرین روز حیات دنیوی اش حکایت دارد، برای برادرش می نویسد:
خدمت برادر عزیزم
پس از عرض سلام، امیدوارم حال خودم خوب باشد و همیشه سلامت باشم. برادر جان! بعد از آن همه درد سر که در راه پادگان داشتیم، آمدیم خط مقدم. همین الان که این نامه را می نویسم، دو تا خمپاره زدند بغلمان. خلاصه برایت بگویم[...] آتش خمپاره است. دیشب قرار بود حمله کنیم و یک تپه را بگیریم. ما این جا کنار یک تنگه هستیم که عراقی ها از آن تپه جاده را می بینند و جاده را می زنند، موقعی که با(یکی دیگر زدند) تویوتا می آمدیم، پنج یا شش تا خمپاره زدند بغل ماشین و قرار بود برویم و یک تپه که جلویمان قرار دارد، بگیریم و بعد از تپه، دشت صاف تا مندلی(یکی دیگر خمپاره زدند) در مقابلمان قرار دارد.
برایت بنویسم که وقتی ساعت 4 بعد از ظهر از سفارت راه افتادیم (یکی دیگه زدند) ساعت 6 صبح، رسیدیم به اسلام آباد غرب و تا بعد از ظهر ول بودیم. بعد از ظهر آمدند و پلاک دادند و ما را به عنوان امدادگر رزمی به سومار فرستادند و شب رسیدیم آنجا. به ما گفتند که آیا شما آموزش دیدید و ما را هم که آموزش ندیده بودیم فردایش فرستادند پادگان ششدار ایلام. یک هفته آنجا بودیم و بعد از آموزش تئوری، یک روز هم در درمانگاه ایلام بودیم.
در درمانگاه، باند برای باندپیچی نبود و خلاصه برگشتیم به پادگان و ما را فرستادند به اورژانس در تیپ محمدرسول ا...(ص) و از آنجا آمدیم به گردان باهنر، دسته 3 که لب خط قرار دارد فرستادند و شب همان روز قرار بود حمله کنیم که حمله به عقب افتاد و بچه ها می گویند شاید امشب حمله کنیم. خلاصه نیامده یک حمله به تورمان خورد.
توجه توجه. همین الان معاون گردان آمد گفت ساعت 5/5 بعد از ظهر حرکت خواهیم کرد و حتمی امشب حمله خواهیم کرد و خلاصه برادر جان، امشب ما حمله خواهیم کرد و من چون وقت نیست، نامه را تمام می کنم. لطفاً اگر بعد از حمله نامه ننوشتم، نگران نشوید، چون من نامه نوشتن بلد نیستم و اگر توانستید به آدرس پشت نامه، نامه بنویسید و چون خودکار مال کس دیگری است، او هم می خواهد نامه بنویسد، دیگر چیزی نمی نویسم و فقط سلامتی همگی شما را از خداوند، میخواهم. به همه سلام برسانید. والسلام 24/8/61
جالب اینکه تاریخ این نامه با تاریخ شهادت بهروز صبوری یک روز است.
بازنوشته از خبرگزاری مشرق و فارس
شناسایی هویت بیش از 150 شهید از طریق ژنتیک
دکتر تولایی مسؤول سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری و رئیس هیأت تشخیص شهدای گمنام از طریق علم ژنتیک در خصوص روند شناسایی هویت شهید صبوری گفت: ما از تمام شهدای تفحص شده در منطقه سومار نمونه برداری و استخراج ژن کرده و یک بانک اطلاعاتی تشکیل دادیم و از طرف دیگر از تمام خانوادههایی که شهدای آنها مفقودالاثر و عملیات مربوط به آن منطقه هستند نیز نمونه برداری شد.
رئیس هیأت تشخیص شهدای گمنام از طریق علم ژنتیک در پاسخ به سوالی در خصوص تعداد شهدای گمنامی که از طریق علم ژنتیک مشخص و به خانوادههای آنها اعلام شده است، گفت: بیش از 150 شهید تا کنون با این روش شناسایی شده است.




نظر شما